Javascript DHTML Drop Down Menu Powered by dhtml-menu-builder.com

 

 

 

                                                                                        

 

     

 

مقایسه دو پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی در ارزیابی ارتباط وجوه شخصیتی و نحوه کنترل قند در بیماران دیابتیک   

جهانلو، علیرضا شهاب[1] . سبحانی، علیرضا[2]. عالیشان ، نادر[3]

در دهه های اخیر، کیفیت زندگی به عنوان یک مفهوم مهم در پژوهش های پزشکی مطرح گردیده است. دو پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی برای ارزیابی وجوه شخصیتی بیماران انتخاب شدند. نخستین پرسشنامه مربوط به سازمان بهداشت جهانی و دیگری پرسشنامه ی ایرانی سنجش کیفیت زندگی بیماران دیابتیک می باشد. هدف اصلی این مطالعه، مقایسه دو پرسشنامه از نظر ارزیابی ارتباط وجوه شخصیتی و نحوه کنترل قند در بیماران مبتلا به دیابت می باشد.

چکیده

روش کار:این بررسی مقطعی بر روی 256 بیمار دیابت نوع دو با سابقه بیش از یک سال بیماری انجام گرفت. روائی و پایایی هر دو پرسشنامه مشخص گردید. هموگلوبین A1C به روش کالری متری سنجیده شد. آنالیز داده ها با استفاده از T-TEST  ، آنالیز واریانس یک طرفه و تحلیل همبستگی بدست آمد.

نتایج:میانگین امتیاز بعد جسمانی در پرسشنامه ی ایرانی کیفیت زندگی بطور معنی دار کمتر از پرسشنامه دیگر است تفاوت معنی داری مابین سایر ابعاد دو پرسشنامه دیده نشد. همبستگی مثبت بین بعد های مختلف هر پرسشنامه  با سایر ابعاد همان پرسشنامه دیده شد. همبستگی بالائی بین ابعاد هر پرسشنامه و کیفیت زندگی مربوط به همان پرسشنامه وجود دارد.  همبستگی بین کنترل قند و ابعاد مختلف کیفیت زندگی در هر دو پرسشنامه دیده نشد.

بحث:پایائی در هر دو پرسشنامه برای کل کیفیت زندگی وجود دارد ولی نحوه توزیع سوالات در پرسشنامه ایرانی کیفیت زندگی همگن نیست. کیفیت ارزیابی وجوه شخصیتی بیماران، توسط این پرسشنامه کمتر از پرسشنامه سازمان بهداشت جهانی می باشد. هیچ کدام از دو پرسشنامه ارتباطی را مابین وجوه شخصیتی بیماران و کنترل قند نشان ندادند.

کلید واژه ها: دیابت کیفیت زندگی هموگلوبین اوانسی

 

 

مقدمه

اندازه گیری مفهوم کیفیت زندگی در ارتباط با سلامت، در طول 25 سال گذشته گسترش یافته است([1]). کیفیت زندگی همواره به عنوان یک پیامد نهایی در کار آزمایی های بالینی، مداخلات و مراقبت های بهداشتی، مد نظر می باشد([2]). لازم است علاوه بر مؤلفه های سنتی در ارزیابی درمان، تاثیر بیماری های مزمن بر کیفیت زندگی نیز اندازه گیری شود.([3])

بیماری دیابت بطور قابل ملاحظه ای کیفیت زندگی فرد را تحت تاثير قرار مي دهد، چون این بيماري سبب ايجاد محدودیت هایی در کار، شغل ، زندگی اجتماعی، روابط خانوادگی، فعالیت های اوقات فراغت و ارتباط جنسی بیماران می گردد .(3) نگاه نوین به ارزیابی کیفیت زندگی در بیماران دیابت، می کوشد تا در یابد حیطه های مشخص زندگی چگونه و تا چه اندازه تحت تاثیر بیماری قرار می گیرند و اهمیت پرداختن به هر مورد تا چه حدی می باشد.([4])

برای اندازه گیری کیفیت زندگی در افراد مبتلا به دیابت، از ابزارهای متفاوتی استفاده می شود([5]). این ابزارها دارای قسمتهای متفاوت می باشند. بوسیله هر قسمت وجوه شخصیتی بیماران در یک بعد مشخص می گردد. نمرات بدست آمده از ابعاد مختلف، پژوهشگران و تیم درمانی را قادر میسازد تا حیطه های پر اهمیت زندگی را مشخص نمایند و به بررسی دقیق جنبه  های آسیب دیده ی زندگی فرد، بپردازند . چنين داده هايي نه تنها در سنجش باليني هر بيمار موثر است، بلکه می تواند در ارزیابی نيازهاي درماني نیز مفيد باشد (4).بدین ترتیب کیفیت زندگی ، یک مفهوم چند بعدی، پويا و مرتبط با طرز تفکر فردی شناخته می شود ([6]).

هدف این مطالعه مقایسه دو پرسشنامه استاندارد کیفیت زندگی در ارزیابی ارتباط وجوه شخصیتی و نحوه کنترل قند در بیماران دیابتیک می باشد.

روش و متد

یک بررسی مقطعی توصیفی بر روی 256 بیمار مراجعه کننده به درمانگاه دیابت شهر بندرعباس ( با 1400 بیمار شناخته شده) در سال  87-86 انجام گرفت. تعداد نمونه بیماران با استفاده از مطالعات قبلی بر اساس آلفا برابر با 05/0 و بتا برابر با 02/0 بدست آمد([7]). بیماران به روش  سر شماری انتخاب شدند . رضایت کلیه بیماران برای ورود به طرح گرفته شد. کلیه بیماران با سابقه بستری شدن در سه ماهه گذشته و یا داشتن عوارض کلیوی از مطالعه حذف گردیدند.

کیفیت زندگی بیماران بوسیله پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی(WHOQOL-BREF 26) و پرسشنامه ایرانی سنجش کیفیت زندگی در بیماران دیابتیک(IRDQOL) سنجیده شد.

WHOQOL-BREF فرم خلاصه ش��ه ی پرسشنامه کیفیت زندگی است که از سوی سازمان جهانی بهداشت به عنوان یک ابزار چند وجهی  و چند زبانه برای ارزیابی کیفیت زندگی با قابلیت استفاده در فرهنگ ها ی مختلف ، تدوین شده است .([8]،[9]). این ابزار دارای 26 سئوال است و سنجش هر سئوال از طریق مقیاس لیکرت 5 امتیازی می باشد. این پرسشنامه دارای چهار بعد اصلی برای سنجش وجوه شخصیتی بیماران است که عبارتند از بعد جسمانی، بعد روانشناختی، بعد اجتماعی و بعد محیط. هر چه نمره ی کسب شده در هر بعد، بیشتر باشد، دلیل بر بالاتر بودن میزان نگرش مثبت بیماران، در آن بعد نسبت به زندگی است([10]).

پرسشنامه ی IRDQOL دارای چهار بعد جسمانی، بعد روان شناختی، بعد اجتماعی و بعد معنوی است. این پرسشنامه 41 سئوال دارد و مقیاس آن لیکرت 4 جوابی است. ([11])در هر دو پرسشنامه امتیاز حداقل نمایانگر درک منفی و امتیاز حداکثر نشاندهنده برداشت مثبت می باشد. پس از محاسبه،  امتیازات به مقیاس صد تبدیل گردید.  روائی و پایایی هر دو پرسشنامه در مطالعات قبلی مشخص گردیده بود، (13،9) با این وجود به دلیل اینکه پایایی یکی از ویژگی های فنی ابزار اندازه گیری می باشد ([12]). اقدام به سنجش پایایی ابزار های گردآوری اطلاعات نمودیم جهت انجام این امر در شروع بررسی تعداد 38 پرسشنامه در بین بیماران دیابتیک توزیع و تکمیل گردید، سپس با استفاده از آزمون آلفاکرونباخ[4] اقدام به تعیین ضریب آلفا برای پرسشنامه ها نمودیم. نتایج بدست آمده میزان این ضریب را در پرسشنامه IRDQOL برابر با 862/0 و در پرسشنامه WHOQOL برابر با 877/0 نشان داد که قابل قبول می باشد ([13]) نتایج بدست آمده در این مطالعه همبستگی درونی مقیاسهای اندازه گیری را مورد تائید قرار داد.  

برای سنجش کنترل قند در بیماران، میزان HbA1cاندازه گیری گرديد. این فاکتور یک نشانگر وضعیت کنترل قند در بیماران دیابتیک است ([14]) و بعنوان یک معیار اصلی در ارزیابی نحوه کنترل بلند مدت قند خون مورد پذیرش عمومی قرار دارد.([15]،[16]) اندازه گیری HbA1c به روش کالری متری انجام گرفت .([17]). بیماران بر اساس کنترل قند خون به سه گروه کنترل خوب HbA1c<7) )، کنترل بینا بینی (7≥HbA1c<9 ) و کنترل بد( HbA1c≥9 ) دسته بندی شدند.

آمارها با استفاده از آزمون  T-TEST  ، آنالیز واریانس یک طرفه و تحلیل همبستگی مورد بررسی قرار گرفتند. سطح معنی دار بودن 05/0 ، تعیین گردید.

 این پژوهش در قالب یک طرح تحقیقاتی در دانشگاه علوم پزشکی هرمز گان مصوب و از کمیته اخلاقی مجوز لازم را در سال 86 دریافت نموده است. 

نتایج

میانگین سن بیماران شركت كننده در اين مطالعه 47 سال،  6/89 در صد متاهل، میزان سالهاي اشتغال به تحصیل در9/82 در صد کمتر از 9 سال، ، 3/14 در صد سیگاری، 4/71 در صد دارای شاخص توده ی بدنی بیشتر از 29، متوسط دوره ی بیماری آنان 83/5 سال می باشد. 2/82 در صد از بیماران به روش رژیم درمانی و داروهای خوراکی کنترل دیابت، 8/17 در صد از بوسیله تزریق انسولین قند خون را کنترل می نمودند.

. میانگین امتیاز بعد جسمانی در پرسشنامه ی IRDQOL از بعد مشابه آن در پرسشنامه ی WHOQOL کمتر و معنی دار است (0001/0>(P  . تفاوت معنی داری مابین سایر ابعاد دو پرسشنامه دیده نشد.

 در پرسشنامه WHOQOL همبستگی منفی مابین سن و بعد جسمانی (r = -0.3 p<0.007 ) ، سن و بعد روانی   (r = - 0.26 P<0.018)   و در پرسشنامه IRDQOL همبستگی منفی بین بعد اجتماعی و کنترل قند خون         (r =- 0.263 P<0.033)  دیده شد(جدول شماره 1).

 همبستگی مثبت بین بعد های مختلف هر پرسشنامه با سایر ابعاد و همبستگی بالا بین ابعاد هر پرسشنامه و کیفیت زندگی مربوط به همان پرسشنامه وجود دارد. در پرسشنامه IRDQOL همبستگی معنی داری بین بعد روحانی و بعد جسمانی دیده نشد ولی بین این بعد از کیفیت زندگی و سایر ابعاد یک همبستگی معنی دار بدست آمد (جدول شماره 2). 

بیماران از نظر نوع درمان به دو گروه درمان با انسولین ( گروه یک ) و درمان ب�� رژیم و قرص ( گروه 2) دسته بندی شدند . آنالیز داده ها در پرسشنامه IRDQOL نشان داد که میانگین کیفیت زندگی ، بعد روانی و بعد اجتماعی در گروه یک کمتر از گروه دو و معنی دار است . همین مقایسه بین دو گروه بر اساس نتایج پرسشنامه WHOQOL انجام گرفت ، نتایج حاصله نشان داد که میانگین بعد جسمانی ، روانی ، محیط و کل کیفیت زندگی ، در گروه یک کمتر از گروه دو و معنی دار است .

بحث

بررسی هر دو پرسشنامه نشان داد که پایایی در هر دو پرسشنامه برای کل کیفیت زندگی وجود دارد. در پرسشنامه WHOQOL یک سازگاری داخلی مابین ابعاد جسمانی ، روانی و اجتماعی دیده نشد که علت این امر می تواند مشکل بودن برخی از سوالات برای پاسخ دهندگان باشد. فقط 17 درصد از بیماران ما دارای سواد بالاتر از کلاس نهم می باشند و هیچ کدام از آنان قبلا پرسشنامه کیفیت زندگی پر ننموده اند. در پرسشنامه IRDQOL سازگاری داخلی مابین ابعاد جسمانی ، روانی و روحانی دیده نشد، علاوه بر آن سازگاری داخلی برای بعد روحانی نه تنها کم بلکه منفی می باشد. تنها 3 سئوال برای ارزیابی این بعد اختصاص داده شده است، که کافی نیست. اگر از دیدگاه توزیع سوالات به پرسشنامه IRDQOL نگاه کنیم می بینیم که بعد اجتماعی 44.7 درصد ، بعد روانی 31.5 درصد ، بعد جسمانی 18.4 درصد و بعد روحانی 7.8 درصد از کل سوالات را تشکیل می دهند. نحوه توزیع سوالات در این پرسشنامه به خوبی رعایت نشده است در حالیکه پرسشنامه WHOQOL  دارای توزیع بهتری از نظر سوالات می باشد بطوریکه بعد جسمانی 29 درصد، بعد روانی 25 درصد ، بعد محیط 33.3 درصد و بعد اجتماعی 12.5 درصد سوالات این پرسشنامه را تشکیل می دهند . در پرسشنامه IRDQOL کنترل بهتر قند در رابطه با وضعیت بهتر اجتماعی می باشد علت اینکه این بعد توانسته در بیماران این مسئله را مشخص نماید احتمالا به خاطر اینست که بیشترین میزان سوالات پرسشنامه را به خود اختصاص داده است (44.7 درصد از کل سوالات پرسشنامه) .

در این مطالعه هیچ گونه ارتباطی میان کنترل قند و مفهوم کیفیت زندگی دیده نشد. تامر و همکارانش دو پرسشنامه کیفیت زندگی شاملWHOQOL  و SF-36 را در بیماران دیابتیک مورد بررسی قرار دادند و ارتباطی میان کیفیت زندگی و کنترل قند بدست نیاوردند.  همین نتایج توسط تریف و همکارانش تکرار گردید، آنان با استفاده از سه پرسشنامه مختلف در بیماران دیابتیک، موفق به نشان دادن ارتباط میان کیفیت زندگی و HbA1c نگردیدند .([18]،[19]) در مقابل برخی مولفان اعتقاد دارند که یک ارتباط مثبت مابین کنترل قند و مفهوم کیفیت زندگی مرتبط با سلامت وجود دارد. ([20])

دو مطالعه ارتباط میان کیفیت زندگی و کنترل قند خون در کودکان و نوجوانان مبتلا به بیماری دیابت را نشان داده اند (4،3) تفاوت این دو مطالعه با مطالعاتی که نتوانسته اند این ارتباط را نشان دهند را می توان در نوع دیابت آنان جستجو نمود.

در پرسشنامه WHOQOL ارتباط منفی مابین سن  و بعد جسمانی و روانی دیده شد که این یافته ها بوسیله برخی از مطالعات پشتیبانی ([21]) و برخی از مطالعات آن را رد می نمایند (13،[22]). در مطالعه حاضر تفاوت معنی داری بین کل کیفیت زندگی و ابعاد آن در بین زن و مرد در هر دو پرسشنامه بدست نیامد اما در مطالعه ای که توسط مسعودی و همکاران بوسیله پرسشنامه IRDQOL انجام گرفته است کیفیت زندگی در آقایان نسبت به خانمها بالاتر و معنی دار می باشد.

برخلاف پرسشنامه ایرانی تعیین کیفیت زندگی در بیماران دیابتیک پرسشنامه WHOQOL توانست تفاوت معنی داری را بین ابعاد جسمانی و محیط در بیماران با تزریق انسولین نسبت به بیماران با مصرف قرص نشان دهد که نشان دهنده تفاوت مابین دو پرسشنامه برای ارزیابی کیفیت زندگی می باشد . پرسشنامه IRDQOL یک پرسشنامه اختصاصی برای تعیین کیفیت زندگی در بیماران دیابتیک و پرسشنامه WHOQOL یک پرسشنامه عمومی برای ارزیابی کیفیت زندگی می باشد . در این مطالعه پرسشنامه WHOQOL بسیار موثر تر از پرسشنامه ایرانی کیفیت زندگی برای ارزیابی وجوه شخصیتی بیماران نشان داد، هرچند هر دو پرسشنامه ارتباطی را مابین وجوه شخصیتی بیماران و نحوه کنترل قند در آنان نشان ندادند.

در پرسشنامه IRDQOL بعد روحانی یک بعد نا پایا می باشد ما پیشنهاد می کنیم که سوالات مربوط به این بعد در این پرسشنامه افزایش یابد و نحوه توزیع سایر سوالات در پرسشنامه IRDQOL نیز حالت منطقی تر به خود بگیرد شاید بدینوسیله این پرسشنامه بتواند یک ارتباط عقلانی را مابین ابعاد مختلف کیفیت زندگی و کنترل قند نشان دهد.

نتیجه گیری: پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی با وجود اینکه یک پرسشنامه اختصاصی برای بیماران دیابتیک نمی باشد ولی بطور موثرتری ارتباط بین وجوه شخصیتی بیماران و نحوه کنترل قند را نسبت به پرسشنامه ایرانی کیفیت زندگی در بیماران دیابتیک نشان می دهد. پرسشنامه ایرانی در برخی از ابعاد مانند بعد روحانی ضعیف می باشد که علت آن توزیع نا همگن سوالات در بین ابعاد مختلف این پرسشنامه است.

 تقدیر

این پژوهش با حمایت معاونت آموزشی ،پژوهشی دانشگاه علوم پزشکی هرمزگان انجام گرفت. در اینجا صمیمانه از تمام کسانی که ما را به نحوی در انجام این تحقیق یاری نمودند سپاسگزاری می نماییم.

 

 

 

 

 

 

 

A comparison between two standard quality of life questionnaires to evaluate the relationship between glycemic control and personal characteristics in diabetic patients

Jahanlou A.SH, Sobhani A, Alishan N

Abstract

Background: In the last decade, quality of life (QOL) has been known as an important concept in medical researches. In this study, two standard QOL questionnaires were chosen to evaluate the personal characteristics: 1) World Health Organization Quality of Life (WHOQOL) and 2) Iranian Diabetics Quality of Life (IRDQOL). This study was mainly to evaluate the relationship between different dimensions of each questionnaire and glycemic control in diabetic patients.

Methods: This is cross-sectional study was carried out on 256 diabetic's patients with at least one year since the diagnosis of diabetes. Validity and Reliability of both the questionnaires done before the study. They both were acceptable to evaluate the glycemic control; patients were divided into three groups: good control, fair control and week control. HbA1c was measured by calorimetric method. Data analysis was done by T test, One way ANOVA,

Results: The mean of physical dimension in IRDQOL questionnaire was less than WHOQOL questionnaire and was significant. No significant difference was observed between other dimensions. Positive correlation was seen between all dimensions in both questionnaires. There is high correlation between the dimensions of each questionnaire and it's QOL. Both the questionnaires showed no correlation for glycemic control and the dimensions of QOL.

Discussion: This study shows that distribution of questions in IRDQOL was not equal. The quality of the evaluation of the patient's personal characteristics was less in IRDQOL than WHOQOL, In spite of this, none of the questionnaires showed relation between personal characteristics and the glycemic control.

Keywords: Diabetes, Quality of Life, HbA1C

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 1- همبستگی بین متغیرهای مختلف و ابعاد مختلف کیفیت زندگی در هر دو پرسشنامه

 

سن

شاخص توده بدنی

طول مدت دیابت

HbA1c

 

سن

1

 

 

 

شاخص توده بدنی

-.124

1

 

.177

 

 

طول مدت دیابت

.293(**)

-.016

1

 

.001

.864

 

 

HbA1c

-.059

-.253 **

.082

1

 

.539

.008

.391

 

 

IRDQOL پرسشنامه

 

 

 

 

 

 

 

IRDQOL

IR

 

 

کل کیفیت زندگی

.180

-.024

.055

-.140

 

.091

.831

.612

.219

 

 

بعد روانی

 

.008

-.046

.027

-.078

 

.937

.645

.779

.450

 

 

بعد اجتماعی

-.020

.133

-.087

-.245*

 

.846

.193

.390

.022

 

 

بعد جسمانی

 

-.025

-.035

.052

.022

 

.793

.720

.583

.828

 

 

بعد معنوی

 

.149

.034

.105

-.058

 

.110

.724

.260

.563

 

 

 

 

 WHOQOL

 

بعد جسمانی

 

-.284**

.006

-.088

-.072

 

.003

.952

.359

.481

 

WHOQOLپرسشنامه  پرسشنامه

بعد روانی

 

-.207(*)

.061

-.062

.050

 

.028

.527

.514

.627

 

بعد اجتماعی

-.063

.045

.023

-.018

 

.516

.647

.811

.861

 

بعد محیط

-.036

.076

-.029

-.057

 

.710

.436

.764

.578

 

 

کل کیفیت زندگی

-.181

.107

-.068

-.038

 

.068

.290

.495

.720

 

 

 

N= 287

  * Correlation is significant at the 0.05 level (2-tailed).

** Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).

 

 

 

جدول شماره 2 – همبستگی بین ابعاد مختلف کیفیت زندگی و کل کیفیت زندگی در هر دو پرسشنامه

 

 

 

Total QOL

 

Psychological  domain

Social domain

Physical domain

 

Spiritual domain

IRDQOL

کیفیت زندگی

1

-

-

-

-

بعد روانی

.888(**)

1

-

-

-

بعد اجتماعی

.895(**)

.69(**)

1

-

-

بعد جسمانی

.845(**)

.706(**)

.689(**)

1

-

بعد معنوی

.385(**)

.230(*)

.270(**)

.168

1

 

 

Total QOL

 

Psychological  domain

 

Social domain

 

Physical domain

 

Environmental domain

WHOQOL

کیفیت زندگی

1.00

بعد روانی

.885(**)

1.00

بعد اجتماعی

.729(**)

.577(**)

1.00

بعد جسمانی

.750(**)

.597(**)

.441(**)

1.00

بعد محیط

.891(**)

.760(**)

.609(**)

.539(**)

1.00

N= 287

  * Correlation is significant at the 0.05 level (2-tailed).

** Correlation is significant at the 0.01 level (2-tailed).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

References



[1] - دکترای آموزش بهداشت، گروه پزشکی اجتماعی، دانشگاه علوم پزشکی هرمز گان

 [2]- متخصص پاتولوژی ، گروه پاتولوژی، دانشگاه علوم پزشکی هرمز گان

- [3]  عضو هیات علمی ، گروه آموزش بهداشت ، دانشگاه علوم پزشکی هرمز گان

 

[4] Alpha Chronbach



1 -Theodoropoulou S, Leotsakou C, Baltathakis I, Christonakis A, Xirodima M. Quality of life and psychopathology of 53 long-term survivors of allogeneic bone marrow transplantation.HIPPOKRATIA 2002; 6(1):19-23.

[2] -Fayers PM, Machin D. Quality of life: Assessment, Analysis, and Interpretation. New York: Wiely; 2000. p. 25-30.

[3] -Tattersall RB, Jackson JGL. Social and emotional factors of diabetes. In: H. Keen and R.J. Jarrett, Editors, Complications of Diabetes, Edward Arnold Publishers. London; 1982. p.271-285.

[4]- Bradley C. Measuring quality of life in diabetes. In: Marshall SM, Home PD,  Rizza RA. Editors. The Diabetes Annual 10, Elsevier. Amsterdam; 1996. p.207–224.

 

[5]- Pibernik-Okanovi M. Psychometric properties of the World Health Organization quality of life questionnaire (WHOQOL-100) in diabetic patients in Croatia. Diabetes Res Clin Pr 2001; 51:133-143.

[6]- Wood-Dauphinee SA. Assessing quality of life in clinical research: from where have we come and where we go. J Clin Epidemiol 1999; 52: 355-363.

[7] - Aghamolaei T. Effects of a health education program on behavior, hbA1c and health-related quality of life in diabetic patients. Acta Medica Iranica 2005; 43(2): 89-94.

[8]- WHOQOL Group. The World Health Organization Quality of life assessment (WHOQOL). Development and General Psychometric properties. Social Science and Medicine 1998; 46 (12): 1569-1585.

[9]- WHOQOL Group. Development of the World Health Organization WHOQOL-BREF quality of life assessment. Psychological Medicine 1998; 28: 551-558.

 

[10]- WHOQOL Group. Development of the World Health Organization WHOQOL – quality of life assessment. Psychological Medicine 1997; 28: 551 -558.

 

[11]- Alavi N.M, Ghofranipour F, Ahmadi F, Emami A. Developing a culturally valid and reliable quality of life questionnaire for Diabetes mellitus. Eastern Mediterranean Health Journal 2007; 13(1):177-185

 

Seyf A. Raveshhaye andazegiri va arzeshyabi amozeshi. Nashre Doran. Tehran 1986.-[12]

 

[13] -Felbeinger LC, Schewelgien SE. Introduction to SPSS. In Nachimias.CF, Nachimias D. Research method in the social sciences.Arnold, London; 1995: 503.

 

[14]- Souhami RL, Moxham J, eds. Textbook of medicine. 3rd Ed. New York: Chur-chill–Livingstone; 1997. p. 812–5.

 

[15]- American Diabetes Association. Postprandial blood glucose (consensus statement). Diabetes Care 2001; 24(4): 775-778.

 

[16] -The DCCT Research Group. The effect of intensive treatment of diabetes on the development and progression of long-term complications in insulin-dependent diabetes mellitus. N Eng J Med 1993; 329: 977-86.

 

[17]- Sacks DB. Tietz textbook of clinical chemistry. Philadelphia M.B Saunders Company 1994: 928-1001.

 

[18]- Testa MA, Simonson DC, Turner RR. Valuing quality of life and improvement in glycemic control in people with type 2 diabetes. Diabetes Care 1998; 21(3): 44-52.

 

[19]- Rubin RR, Peyrot M. Quality of life and diabetes. Diabetes Metab 1999; 15:205-218.

 

[20]- Wikblad K, Leksell J, Wibell L. Health related quality of life in relation to metabolic control and late complications with insulin-dependent diabetes mellitus. Qual Life Res 1996; 5:123-130.

 

[21]- Inoue K, Matsumoto MM, Kobayashi Y. The combination of fasting plasma glucose and glycosylated hemoglobin predicts type 2 diabetes in Japanese workers. Diab Res Clin Pract 2007; 2(1):1-8.

 

[22]- Brandle C M,  Zhou H.. Valuing health-related quality of life in diabetes. Diabetes care 2002;  25(12):2238–43.